امّن يٌجيبْ عشق را
از صِراطِ يقيِنً
به سجده گاه رسيد ه ام
خداوندا !
دستهايم را آورده ام
كه قلبم را
درغٌنچۀ سينه ام
هديه مي دهد،
سلام
خداوندا سلام .
برای انسانهای بزرگ هیچ بن بستی وجود ندارد ،
زیرا آنان بر این باورند كه : یا راهی خواهم یافت و یا راهی خواهم ساخت
اين حق ابتدايي كساني است كه دوستشان داريم كه بي هيچ توضيحي ما را ترك
كنند بي آنكه براي رفتنشان دليل بياورند و بي آنكه در صدد تلطيف آن با دلايلي كه
همواره كاذب است بر آينداز ما فاصله بگیرند .
ما از كساني كه دوستشان داريم جز اين نخواهيم كه رها از
ما باشند و در باره آنچه مي كنند يا نميكنند هرگز به ما توضيحي ندهند .
عشق جز با آزادي همراه نمي شود و آزادي جز راه عشق راهی نمي شناسد .
دنيا را بد ساختند ،
كسي را كه دوست داري ، دوستت ندارد
كسي كه ترا دوست دارد ، تو دوستش نداري
اما كسي كه تو دوستش داري و او هم دوستت دارد ،
به رسم و آئين زندگاني به هم نمي رسند
و اين رنج است
زندگي يعني اين .
( بر اساس نوشته دكتر علي شريعتي )
جايي كه دل مي كارند
تا خون آبياري كنند
من بوسه ايي مي كارم
تا شرم درو كنم
شعری برای تنهائی
رازی برای سینه
نقشی برای زندگی
این همه هیچ
قلبم
در اختیار توست .