تبليغاتX
رویش
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

امّن يٌجيبْ عشق را

از صِراطِ يقيِنً

به سجده گاه رسيد‍ ه ام

          خداوندا !

          دستهايم را آورده ام

كه قلبم را

درغٌنچۀ سينه ام

          هديه مي دهد،

سلام

          خداوندا سلام .

+ نوشته شده در  87/08/25ساعت 22  توسط سعید رحیم زاده   | 

برای انسانهای بزرگ هیچ بن بستی وجود ندارد ،

زیرا آنان بر این باورند كه : یا راهی خواهم یافت و یا راهی خواهم ساخت

+ نوشته شده در  87/08/17ساعت 21  توسط سعید رحیم زاده  

اين حق ابتدايي كساني است كه دوستشان داريم كه بي هيچ توضيحي ما را ترك

 كنند بي آنكه براي رفتنشان دليل بياورند و بي آنكه در صدد تلطيف آن با دلايلي كه

همواره كاذب است بر آينداز ما فاصله بگیرند .

ما از كساني كه دوستشان داريم جز اين نخواهيم كه رها از

 ما باشند و در باره آنچه مي كنند يا نميكنند هرگز به ما توضيحي ندهند .

عشق جز با آزادي همراه نمي شود و آزادي جز راه عشق راهی نمي شناسد .

+ نوشته شده در  87/08/12ساعت 14  توسط سعید رحیم زاده  

دنيا را بد ساختند ،

كسي را كه دوست داري ، دوستت ندارد

كسي كه ترا دوست دارد ، تو دوستش نداري

اما كسي كه تو دوستش داري و او هم دوستت دارد ،

به رسم و آئين زندگاني به هم نمي رسند

          و اين رنج است

          زندگي يعني اين . 

 

( بر اساس نوشته دكتر علي شريعتي )

+ نوشته شده در  87/08/08ساعت 22  توسط سعید رحیم زاده  

جايي كه دل مي كارند

تا خون آبياري كنند  

من بوسه ايي مي كارم  

تا شرم درو كنم

+ نوشته شده در  87/08/06ساعت 23  توسط سعید رحیم زاده   | 

شعری برای تنهائی

رازی برای سینه

نقشی برای زندگی

این همه هیچ

قلبم

در اختیار توست .

+ نوشته شده در  87/08/01ساعت 23  توسط سعید رحیم زاده