تبليغاتX
رویش - نهال ( اول )
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

آشكارا دل زشوقت مي تپد

چهره پنهان ازنگاهت كي كنم

گفتي آن مهري كه از دل مي جهد

ميشكوفد غنچه ايي بر گونه ها گل ميكند

خواري از چشمان من بردي كه خارم ميكشيد

گفته بودي ازمحبت خارها گل مي شود

در تمام لحظه ها يك لحظه با تو بودنم

آسماني پر ستاره فصلها را چون بهارم ميكند

تو همه روياي من مجموعه شكل است اشكار

فاصله يك گام كم صورت خدا دل آشكارم ميكند

اوج اوج مردنم سيمرغ بر بالي بلند

قله ايي افزون دگر اوجي فراتر ميروم

عاشقان را حكمتي بايد كه از كوي ات رهند

هر كجايي رو كنند بار دگر سويت روند

سعيد رحيم زاده 18 خرداد 85

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 14 | لینک  |