85/10/19
سرنوشت من همین است
تا در نهفت خویش
آتش به پای بوته گلها نهان کنم .
باور کن ،
سالهاست
زندگی در تلخی ومسلخ ،
این چنین پایمرد ماندن شده است .
ارزو های به جا مانده ام ،
خیالها ،
رویا هایم
باد شده است .
در پنجه ام شکست باران
ابری نشسته بر دلم ،
باران دیده ام نگفتنی ست .
نوشته شده توسط سعید رحیم زاده در ساعت 22 | لینک
|
