تبليغاتX
رویش - جاده ها
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

جاده ها !

تا دوست ، من را می برید ؟

تا به دامان پگاهم می برید ؟

جاده ها !

ایا از این زندان عشق

با لباس راه راهم ، نیمه راهم می برید ؟

شور دیدار عزیزم موج در موجم شکست

جویباران ،

چشمه های ماندگارم  را برای نازنینم می برید ؟

خانه بر دوش است احساسم کنون

ای بهاران ،

برگ برگ نامه هایم را به سوی نازنینم می برید  ؟

ای نماز صبح گاهان با سپیده باز گوی

پیچکی از یاس را تا ذلف یارم می برید ؟

عابران ، ایا از این عمری که صف ها بسته ایید

عمر کوتاه مرا هم سوی یارم می برید ؟

ای ثریا ، خوشه پروین ، هفت اورنگ های آسمان ،

با همین خورشید ایا روشنی را سوی محبوبه عزیزم می برید ؟

باغبانم در همه ایام پاییزم خزان

باز آیا از بهاران شاخه ایی گل سوی یارم می برید ؟

بعد مرگم تارپودم را میان گرد باد

با غبارم گوشه ایی از مهربانی ها به چشم ماندگارم  می برید ؟

ای شما خوانندگان ، دل را به تو دلبسته ام

با تلاوتهای زیبا ، شعرهایم را به یارم می برید ؟

            دوم فروردین 86 سعید رحیم زاده

 

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 0 | لینک  |