تبليغاتX
رویش - شکر
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

 

صبح ، آغوش می گشایم

با واپسین شراره های وجودم

به آب

خاک

و آینه

تقدیر، در تپشهای خورشید

تا پویایی سبز

اینسان زندگی میکنم

چنان که هیچ گاه

برای نفس کشیدن

فکر نکرده باشم

انسان گونه زیستنم

در حجت خدایی انسان

آبادی زمین را بر دوش کشیدن است

من که عشق را

من که دوست داشتن را

من که آرزو هایم  را

در تو پنهان کرده ام

امروز هم در تو خوشبختم

من خدا را شکر می کنم

با خیالی به وسعت رَستن

مثل یک ذره بی نهایت

از زندگی لذت میبرم . 

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 0 | لینک  |