تبليغاتX
رویش - دیدار
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

سلام

قدمت به روی چشم

چشم روشن ،

دل شادم کردی .

 

سر خوش ایستاده ام از خاک دلم میجویم

پای بگذار به خاک افتادم

به هوا خواهی دیدارچنین  بیتابم .

 

من چنانم که بهار

تو همه بارانی

به خدا میرسم از خاک ،

اگردل به دلم بسپاری .

 

وطن من آری

سینه درسینۀ کوه

با فضایی که به دروازه نور   

چشم تا بگشایی

وسعتی هست وسیع

و درختان همه جا

به صفای دل خود سبز شدند .

 

وطن من دریاست

آسمانم آبیست

سبز تر از جنگل

تو به مهمانی دل می ایی .

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 0 | لینک  |