تبليغاتX
رویش - خواستن ساده
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

غم من ، مرگ صداقت است

در ساخلوی اندیشه ها

درد من ، پنهان . . .

حرفم به پشتوانه احساس

چون ریسمانی بدون طرح

تازه تر از قبل رها می گردد .

قلبم آزاد ،

          تو نمیدانی !

          چقدر دوستت دارم . . .

تو و هیچ کس دیگر

شعر هم نمی داند

دراین حس پنهان

بین تو و دنیایی که دارم  

میان من و من عشق است .

به دیدن تو

بگذار بیایم

حتی بدون پا

با چشمهایم

فراتر از تپش معنی

در آخرین سطرهای خالی

. . . .

. . . .

. . . .

. . . .

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 2 | لینک  |