86/09/02
با همه خاطره ها
مثل یک قاصدکی
که رها کرده خودش را در باد ،
روی صحرا و کویر
به گل واژه ،
به احساس ،
به تومی گویم ،
دل رویایی من با تو یکیست .
همه آن بی کسی شاپرکها
همه آن بارش اشک
پشت دلتنگی شب . . .
به سپیدی
به زلالی
به نشاط
این همه وسعت تنهایی چشمان من است !
درسکوتی که کلامی به دعا می گوید
دل رویایی من با تو یکیست .
عشق و شیدایی من
وسعت اش تا به خداست
به سبک بالی ابر
با همه قطره باران که تن دریا هاست،
من نمی دانم ِ «ذهن»
من و با حس ِ «یقین »
عطرت مستی ِ «من»
این همه شورانگیز
دل رویایی من با تو یکیست .
نوشته شده توسط سعید رحیم زاده در ساعت 15 | لینک
|
