|
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی
|
مانند ماه
که در فوارگی زنی سرشار
مسخ می شود ،
در سکوت گونه هایت
به انزوای موجها می رسم
و از سمت دلشوره ها
در برهنگی تو قد می کشم .
من تمام حنجره ام را
زیر ارتفاع سواحیلی اندامت
آبیاری می کنم
تا بر گونه های نچیده ات
به یک اتفاق ساده برسم
یک حس پنهان
در آنسوی سایه ها
حس پنهان بوسه ایی عمیق . . .
(سعید رحیم زاده خرداد 87 آستارا )