دوستان
اين متن ومتنهاي قبلي كه توي اين وبلاگ هست ، هر كدام تكه ايي از قلب و احساس مردي است كه تنها براي آرامش وبيان احساس سروده شده و گاه با گزينش از كتاب شعرم به وبلاگ وارد مي شود. حد اقل تمنايي كه ميتوانم داشته باشم دستهايي است ، كه فقط به پاس دوستي گرمي مي بخشد . همه انسانهاي پاك را دوست دارم . شايسته زندگي كردن لايق هر كسي نيست . اگر عشق ورزيدم نه به ذات فرد كه هرانچه ذات انساني است خواهد بود .من هستم
رها بر يال باد
شراح افراشته آرزو هايم
رويايي پر شده بر وجودم
كران تا كران دريا
سيراب گشته ام
آرام گام بر دار در رويا هايم
با تو راه ميروم
شبا هنگام
تنها ساغر موج هاست
وحيرتي كه مينوشي
مستي تو اي ماه من
نيلگون درياي آبیم
انعكاس سبز رويا ها
نقش هستي ارزو هايم
نور ميپاشد مهتاب
تصويري از شمعدان عشق
نقش بسته بر چهره ذلالم
چنان با شكوه بپيوند نلرزد موجي
