87/05/28
دريچه اي در منتهاي آرزو
كه از سواحل كيش
تا آهوي تپشهاي قلبش
امتداد داشت .
نگاهش
تلاطم دريا بود
كه روح مرا سرشار مي كرد
و هر آنچه در صفحه دلش حك شده بود
مي خواندم
آرامش
امنيت
زلال مثل آب دريا
در سكوت و گفتگوي بي كلام
فقط او بود
كه شانه هاي مرا
به وسعت دريا مي سپرد .
نوشته شده توسط سعید رحیم زاده در ساعت 23 | لینک
|
