تبليغاتX
رویش - رویش باز
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

ديروز

خفته بود

نهان بود

زير خاك

امروز شكوفه

بيقرار

پر شور

در جامه بهار

به آفتاب خنده مي زند .

ميگويم

مهتاب را

براي تو آوردم

رو در روي هم

روزي روشن

ما هر دو عاشقيم .

اكنون

شهري

در چشمهاي خسته

از كوه به كوه

از دشت به دشت

گهواره ام كجاست .

سعيد رحيم زاده 4 اسفند 84

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 23 | لینک  |