تبليغاتX
رویش - نیایش
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

گره با ياد تو امشب

دخيل تازه مي بندم

به زير سقف تنهايي

بسان ژاله ايي بر گل

بلور واژه ايي روشن

منو ما هر دو را گويي

به دردي اشنا با هم

بجز دستان نزديك خدا بر ما

نشد فرياد رسمان كس

ميان كوچه از همواره ناهموار

نشستي بر حصير كهنه از پندار تلخ من

به رنگ دير پاي درد تنهايي

چنان در پيله اوردم به زانوها

كه جام باور پروانه بگشايد

به رازي درنيازم از خدا امشب

از اين پندارتلخ من ترا نقش سحرسازد

رهايم اين گره را از دخيل امشب

دهم دسفند 84سعيد رحيم زاده ( اشعيا )

براي مهرباني هايت (مريم فريا )

+ نوشته شده در  84/12/10ساعت 14  توسط سعید رحیم زاده   |